پیام کهنه
وبلاگ عمومی روستای کهنه
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: عباسی کهنه - سه‌شنبه ٢٧ آبان ۱۳٩۳

هرنگ هرنگ

 بچه های علاقه مند، دور هم جمع می شوند وبا مشاوره یکی را به عنوان اوستا انتخاب می کنند. اوستا بازیکنان را به ترتیب قرعه، به صف می کند و یک سر کمربند را به نفر اول می دهد و سر دیگر کمربند در دست خود اوستا قرار می گیرد.

نخستین بازیکن به اوستا می گوید: هرنگ هرنگ

اوستا جواب می دهد: اسب شرنگ،

بازیکن می گوید: هوایی یا زمینی.

اوستا یک گزینه را انتخاب می کند به طور مثال می گوید: هوایی، که در این صورت با توجه به جواب اوستا، بازیکن باید سوالاتش را براساس محل موردنظر (هوایی یا زمینی) بیان کند.

اوستا به طرز ماهرانه ای شی مورد نظر را مطرح می سازد و اگر بازیکن نتواند جواب مورد نظر را بگوید، کمربند را به نفر بعدی می دهد و خود به آخر صف می رود و اگر جواب را بگوید، بنا به دستور اوستا و با گفتن کلمه «جو، جو» به طرف دیگر افراد حمله ور می شود و باید بازیکنان را با شلاق از دور اوستا پراکنده سازد و بازیکنان نیز فرار می کنند تا شلاق به آن ها برخورد نکند. اوستا در موقع حساس بازی کلمه «گندم، گندم» را می گوید و فرد کمربند به دست باید با سرعت و چابکی خود را به اوستا برساند و دست خود را به اوستا بزند که در این صورت نجات پیدا می کند و در مقابل بازیکنان دیگر نیز سعی می کنند با شنیدن کلمه «گندم» جلوی بازیکن را بگیرند تا به اوستا نرسد. اگر بازیکنان بتوانند او را بگیرند، چشمش را می بندند و تنبیهش می کنند و هم چنین کمربند را از او می گیرند و به نزد اوستا می آورند. در هنگام آوردن، هر بازیکنی سعی می کند کفش و کلاه فرد دستگیر شده را بردارد و به نزد اوستا ببرد. پس از آوردن شخص دستگیر شده نزد اوستا، اوستا از او می پرسد کمربند را چه کسی دزدید، چه کسی چشمهایت را بست، چه کسی کلاهت را آورد، چه کسی به تو لگد زد؟ بازیکن باید به 2 تا 3سوال، جواب درست بدهد، تا چشم هایش را باز کنند وگرنه بعد از خوردن چند شلاق (آهسته و تفننی)، چشم های او را باز خواهند کرد. پس از اجرای حکم بازی دوباره شروع می شود.

دستمال بازی

در این بازی، همه بازیکنان دایره وار می نشینند و یک نفر به روش قرعه کشی انتخاب می شود. فرد انتخاب شده یک دستمال یا روسری را به دستش می گیرد او داخل میدانی که بازیکنان دور تا دور نشسته اند، می چرخد بازیکنی که دستمال در دستش است به همین روش در حال چرخیدن و شعر خواندن ناگهان دستمال را روی سر یکی از بازیکنان نشسته می اندازد. بازیکنی که روی سرش دستمال افتاده، باید خیلی سریع دستمال را بردارد و به دنبال بازیکن وسط میدان بدود. با این هدف که با دستمال او را بزند و بسوزاند. اگر بازیکن موفق شود با دستمال ضربه بزند، می تواند دوباره جای خودش برگردد و اگر موفق نشود و بازیکن فراری موفق شود یک دور کامل بچرخد و جای بازیکن نشسته را بگیرد، برنده می شود.

در این صورت باید بازی به همان شیوه قبلی به وسیله بازیکن جدید آغاز شود. این بازی به همین روش ادامه می یابد تا زمانی که بازیکنان خسته شوند یا تصمیم گروه بر توقف بازی باشد.

قیم قیم(قایم باشک)

 بچه های دواطلب بازی ، ترجیحاً در تاریکی عصر ، در محوطه که دارای کمینگاه و درخت و کنج و غیره …. جهت قایم شدن ، باشد دور هم جمع شده و به قید قرعه ، مانند سنگ انداختن ، یا شیر و خط یکی را به عنوان شروع کننده بازی انتخاب می کنند .

شروع کننده در محلی که توسط همه ی بازیکنان مشخص می شو.ند ، روی دیوار یا روی تنه درخت پشت به بچه ها ایستاده و چشمانش را می بندد و با کف دست چشمان خود را می گیرد تا جایی را نبیند و همزمان جمله لی لی گفته گاو را می خواند تا سایر بازیکنان در این فرصت خود را مخفی کنند .

سپس می گوید : قایم شدین ؟ بیام یا نه ؟ چنانچه جوابی نشنید به این مفهوم است که همه قایم شده اند و شروع به جستجو می کند و هر کدام را که پیدا کند باید دست به همان بازیکن بزند تا او را بسوزاند و اگر نتواند کسی را بسوزاند آن شخص جایش را با شروع کننده بازی عوض می کند و باز بازی از اول شروع می شود . لازم به ذکر است موقعی که بازیکن به جستجوی سایرین مشغول است ، بازیکن دیگر سریعاً خود را به محلی که روی دیوار علامت زده اند می رسانند و با کف دست خود محل مورد نظر را لمس می کنند و با گفتن کلمه « ایستا » برنده شدن خود را اعلام می کند .

عمو زنجیر باف

شرح بازی : ابتدا دو نفر که تقریباً از لحاظ نیروی جسمانی و قد و وزن یکسان و قدری بزرگتر از بقیه باشند انتخاب می شوند ، یکی را به عنوان سر گروه و دیگری را عمو زنجیر باف است . این دو بازیکن به دو سه رشته و زنجیره که سایر بازیکنان ، با قلاب کردن دست های یکدیگر درست کرده اند ، پیوسته و دایره وار کمان را تشکیل می دهند ، ابتدا سر گروه ، عمو زنجیر باف را مورد خطاب قرار داده و سؤال و جوابهای را به صورت شعر رد و بدل می کنند .و البته بقیه ی بچه ها سه گروه همراهی می کنند .

سر گروه بچه ها ( همراه با بچه ها )

عمو عمو زنجیر باف … ؟ ب له ….. ؟

زنجیر منو بافتی … ؟ بله …… ؟

پشت کوه انداختی … ؟ بله ….. ؟

با با اومده …… ؟ چی چی اورده ؟

نخود و کشمش ؟ بخور بیار ….

با صدای چی ؟؟؟؟ با صدای گربه !!!

تا عمو زنجیر باف نام حیوانی را بر زبان آورد ، سه گروه همراه با سایر بازیگنان صدای حیوان مورد نظر را در اورده و براه می افتاد و از زیر دستهای قلاب شده ی عمو زنجیر باف و نفر دوم می گذرند ، به جز همان نفر که به صورت کت بسته ، پشت به بچه ها قرار می گیرد . سر گروه دوباره شعر را شروع می کند و عمو زنجیر باف با نام حیوانی آن را تمام می کند و آنها از زیر دست به هم داده نفری که کت بسته ، پشت به بچه ها ایستاده و نفر سوم عبور می کنند ، در نتیجه نفر سوم نیز دستهایش پیچ خورده و پشت به بچه ها قرار می گیرد و خلاصه این بازی را تا جایی انجام می دهند که همه بچه ها غیر از سر گروه و عمو زنجیر باف کت بسته و پشت و رو شوند و به عبارتی زنجیر بافته شود .

در این جا سر گروه و عمو زنجیر باف مکالمه می کنند .

سرگروه :

عمو عمو زنجیر باف ……… ؟ بله ………. ؟

زنجیر من بافتی …… ؟ بله ……… ؟

مکحکم یا که شله ؟ بافته شد

بکش *** ؟؟

حال سر گروه از یک طرف و عمو زنجیر باف از طرف دیگر ، با کشیدن بچه سعی می کنند که زنجیر را پاره کنند اما بچه ها با محکم گرفتن یکدیگر مقاومت می کنند … تا اینکه بالاخره زنجیر از یک جایی پاره می شود دوباره بازیکنان از یکدیگر جدا شده جریمه می شوند.

الک بازی(الک دولک)


بازیکنان ابتدا یک چاله کوچک حفر می کنند و به قید قرعه، یکی از آنها، بازی را شروع می کند یعنی: چوب کوچک( الک) را به هوا پرتاب و هنگام فرود با سر چوب بزرگ (دسته) با قدرت به الک ضربه زده تا دور شود.

اگرالک توسط حریف در هوا گرفته شود، پرتاب کننده بازنده می شود وگرنه حریف بایستی آن را از روی زمین بردارد و به طرف چاله بیندازند و بازیکن دسته به دست، با تمرکز حواس، آن را دردست می گرداند تا الکی را که به طرف چاله اش می آید با ضربه دورش سازد(یا به اصطلاح محلی گال میدهد).

اگر نتواند و فاصله الک با چاله کمتر از قد دسته باشد باز سوخته است و اگر توانسته باشد که با ضربه دورش سازد، فاصله را، از چاله با طول دسته می شمارند. یک، دو، سه،... دوباره ارسال الک و دریافت الک و شمارش فاصله با دسته تا به حدّ نصاب برسند.

طول مسیر (آخرین محلی که الک می افتد تا محل چاله)، توسط حریف ، به عنوان جریمه با دویدن طی می شود.


بازی قره

▪شرح بازی: این بازی با گروه بندی آغاز می شود. تعداد نفرات هر گروه باید مساوی باشد، افراد هر دو گروه برابر هم قرار می گیرند و هر کسی یاری از دسته مقابل را برای خودش مشخص می کند و از میان خود ۲ نفر را به عنوان «اوستا» انتخاب می کنند و بازیکنان به روش گل یا پوچ، برنده می شوند و به همراه اوستا حرکت می کنند تا در جاهای مختلف مخفی شوند. پس از این که اوستا، تمامی افراد دسته خود را مخفی کرد به نزد گروه دوم بر می گردد و جای اوستاها عوض می شود و به عبارتی اوستای گروه مخفی شده در رأس گروه جوینده قرار می گیرد.

گروه برای جستن یاران دسته اول حرکت می کنند، در حالی که اوستا در جلوی آن ها حرکت می کند و با صدای بلند می گوید: (جایتان را محکم نگهدارید) و این گفته را مرتبا تکرار می کند.

اگر گروه جست وجوگر یکی از مخفی شدگان را ببیند به اوستای آن ها نشان می دهد و زمانی که اوستا تأیید کرد که او درست تشخیص داده است با صدای بلند می گوید: «قره گردم» (سیاهی دیدم)؛ با گفتن این کلمه تمامی افراد جوینده با سرعت به طرف محل اولیه حرکت و مخفی شدگان هم آن ها را تعقیب می کنند و اگر افرادی که پنهان شده بودند یار مشخص شده اش را قبل از این که به ملته برسد، بگیرد از همان محل تا ملته از او سواری می گیرد.

بازی در دور بعد با پنهان شدن گروه اول اجرا می شود، ضمن این که یک امتیاز نیز کسب می کنند ولی اگر گروه اول موفق به گرفتن افراد گروه دوم نشوند جای دو گروه عوض می شود و گروه دوم باید مخفی شوند. این بازی با توافق گروه و زمان خسته شدن آنان ادامه می یابد.

تپو تپنک

 به دودسته وتیم تقسیم می شدیم و در فاصله ای در پناه کوچه ای بن بست ویا تورفتگی ساختمانی مخفی می شدیم سردسته یک نفر را به عنوان فرد شاخص مشخص می کرد سپس جای دو رهبر عوض می شد واولی فریاد می زد :تپو

دومی پاسخ می داد: لبیک

اولی : هم پلت*

دومی که از اعضاء گروه بود مثلامی گفت : حسن

 اگر درست گفته باشد آن تیم برنده می شد وگر نه گروه بعدی همین کار را تکرار می کرد تا فرد غایب با گفتن فرد تیم مقابل یکی باشد و آنگاه سردسته می گفت : مورری تکه *

گروه مقابل برنده می شد وآنها باید هرکدامشان  فردی را روی کول خود می گرفت وتا جایگاه تیم می برد وباز جای هریک عوض می شد و دوباره بازی از سرگرفته می شد .                       

 اسولولو

 همانند هرنگ هرنگ اجرا می شد البته نوع بازی افراد فرق می کرد یک نفر روی کول دیگری سوار می شد وجلوی چشمهای اورا می گرفت اوستا با حرکت انگشت به طرفین مانند چشم پزشک ازفرد سواری دهنده می خواست که مسیر انگشت اورا تشخیص دهد وبا هر حرکت می گفت: اسولولو، واو نیز با اشاره ی انگشت به سمت فرضی جواب می داد : اسولولو اگر درست جواب می داد اوبازی را می برد وسوار برپشت دیگری می شد. 

استغو مهتو(استخوان مهتاب)

 این بازی در شب مهتابی انجام می شود؛در این بازی دو گروه 5 نفره هستند . گروه اول استخوانی را پرتاب میکند و تا زمان مشخصی گروه دوم بایداستخوان را پیدا کند  اگر گروه دوم استخوان را پیدا نکردند باید گروه اول را به پشت سوار کنند و تا مسیر مشخصی سواری بدهندو بازی با جابجایی گروهها دو باره آغاز می شود.

سنگ، کاغذ، قیچی

این بازی دو نفره می باشد. مشت نماد سنگ، دو انگشت سبابه و وسطی برخاسته(علامت V)نماد قیچی و کف دست باز شده نماد کاغذ می باشند. دو نفر بازیکن دستها را به پشت برده و همزمان می گویند: " سنگ، کاغذ، قیچی ". هر کدام می توانند دست خود را به عنوان یکی از نماد های بالا نشان دهند. ترتیب برتری هر یک از نمادها بر دیگری به صورت ذیل می باشد: برتری کاغذ بر سنگ، برتری سنگ بر قیچی، برتری قیچی بر کاغذ. شخص برنده شخصی است که نماد نشان داده شده توسط وی بر نماد فرد مقابل به شرحی که آمد، برتری داشته باشد. این بازی بیشتر به منظور تعیین بازیکن آغازگر بازی دیگری کاربرد دارد مانند گردو، شکستم.

گل یا پوچ

گل یاپوچ یه بازی دسته جمعی هستش که معمولاً دونفره هم بازی می کنن. دراین بازی یک شئ گردکوچک مثل نخود، سنگ ریزه یا هرچیز کوچک مشابه را داخل یکی از دستان قرارداده به طوری که افراد دیگر نبینند بایدبه اصطلاح گل را پیدا کنند.

لپر بازی(لی لی)

این بازی بیشتر توسط دختران انجام می‌شود. اصول این بازی با پریدن از روی مربع‌های کشیده شده روی زمین است. هر مربع یک شماره از خود دارد. شرکت کننده اول سنگی را روی یک شماره می‌اندازد و اگر توانست این کار را بطور دقیق انجام دهد با لی لی کردن همه مربع‌ها را بجز مربعی که سنگ را در آن انداخته طی می‌کند و سنگ را در بازگشت می‌آورد.

وسط بزی

تعداد شرکت کنندگان در این بازی، محدودیت ندارد. کودکان هر چندنفر که باشند، دو دسته می‌شوند و مشخص می‌کنند که اول کدام گروه، وسط باشد.

گروهی که وسط نیست، هم دو دسته می‌شود و هر دسته در یک طرف زمین بازی قرار می‌گیرد. آن ها توپی را از یک طرف به طرف دیگر پرتاب می کنند تا به یکی از افراد وسط بخورد. افراد وسط هم سعی می‌کنند با جا خالی دادن نگذارند توپ به آن ها بخورد. هر کس توپ به او بخورد، از بازی بیرون می رود. اگر  کسی توپ را بدون تماس با بدن خود یا زمین در هوا بگیرد هر بار می‌تواند یکی از یارانش را که از بازی بیرون رفته، دوباره به وسط بیاورد، یا اگر یک بار سوخت، از بازی خارج نشود. پرتاب توپ از این طرف به آن طرف آن‌قدر ادامه پیدا می کند تا چابک ترین و زرنگ‌ ترین کودکان در وسط باقی ‌بمانند. بعد، بازی با عوض کردن جای وسطی ها با افراد دو طرف زمین ادامه می‌یابد.

ریگ بزی(یه قل دوقل)

شرح بازی: ابتدا با جفت یا تک آمدن، آغاز کننده بازی را مشخص می کنند، به این گونه که یکی از بازیکنان سنگ ها را در مشت می گیرد تا دیگری بگوید زوج است یا فرد این بازی چندین مرحله دارد و بازیکن با اجرای موفق هر مرحله، به مرحله دیگر راه می یابد، ولی اگر در هر مرحله مرتکب اشتباه شود، می بازد و باید بازی را به نفر بعدی واگذار کند.

مرحله اول (قل اول): پنج سنگ را به گونه ای که جدا از هم باشد روی زمین پخش می کنند، آغاز کننده بازی یکی از سنگ ها را بر می دارد و به بالا می اندازد و در فاصله زمانی پایین آمدن سنگ، یکی از سنگ های روی زمین را بر می دارد و با همان دست، سنگ بالا انداخته را که در حال سقوط است می گیرد و به همین شیوه همه سنگ ها را بر می دارد.

مرحله دوم (دو قل): ۵ سنگ را به گونه ای که دو به دو قرار بگیرد، روی زمین پخش می کند؛ یکی را برمی دارد و به بالا می اندازد و سنگ ها را دوتایی از روی زمین بر می دارد.

مرحله سوم (سه قل): مانند مراحل مذکور است؛ با این تفاوت که چهار سنگ روی زمین را باید در دو حرکت یک تایی و سه تایی بردارد.

مرحله چهارم: یک سنگ را به هوا می اندازد و چهار سنگ را با هم از روی زمین بر می دارد و سنگ معلق در هوا را می گیرد.

مرحله پنجم (قرتک): یک سنگ را به هوا می اندازد، در حالی که چهار سنگ دیگر در مشت است انگشت سبابه را به زمین می کشد، بعد سنگ را در هوا می گیرد.

مرحله ششم(مشتک): بازیکن سنگ ها را پخش می کند یکی را بر می دارد و بالا می اندازد، در فاصله بازگشت، یکی از سنگ های روی زمین را بر می دارد و در مشت نگه می دارد و اینکار را تا برداشتن هر پنج سنگ تکرار می کند.

مرحله هفتم (گله برز): بازیکن یک سنگ در دست و بقیه سنگ ها را پخش می کند سنگ را به هوا انداخته و همزمان سنگی را از روی زمین برمی داردو با یکی از سنگ ها عوض می کند و به همین روش، مرحله را با تعویض تمامی سنگ ها به پایان می رساند و در پایان تمام سنگها را جمع می کند.

مرحله هشتم( شرشرک):بازیکن یک سنگ در دست و بقیه سنگها را روی زمین پخش می کند و باید سنگ را به بالا بیاندازد وبا همان دست همزمان سنگی را از روی زمین بردارد و دوباره دوسنگ را همزمان بیاندازد و سنگ سوم را بر دارد این کار را تا برداشتن سنگ پنجم بدون اینکه هیچ سنگی از دستش بیفتد تکرار بکند.

مرحله نهم(چادر): در این مرحله، بازیکن یک سنگ در دست و بعد از پخش بقیه سنگ ها روی زمین،کف دست چپ را روی زمین می گذاردو انگشتان را باز می گذارد و با انداختن سنگ به سمت بالا سنگهارا یکی یکی لای انگشتان دست چپ می گذارد و در پایان با باز کردن انگشتان سنگها رها شده و نباید به هم برخورد نماید و سنگ را به سمت بالا انداخته و مانند مرحله چهار قل می بایست تمام سنگها را جمع نماید.

مرحله دهم (قال گرگ): بازیکن دست چپ را به طوری که انگشت شست یک طرف و بقیه انگشتان چسبیده به هم با شد روی زمین پل می سازد سپس با دست راست ابتدا یک سنگ در دست و بقیه سنگها را روی زمین پخش می کند، هر بار بعد از انداختن سنگ به سمت بالا سنگهارا یکی یکی بدون اینکه به هم برخورد بکند ،طرف دیگر پل می گذارد.لازم به ذکر است که در این مرحله بازیکن مقابل یک سنگ را بعنوان قراول انتخاب می کند که بازیکن باید دقت نماید که هنگام عبور سنگهااز پل به سنگ قراول برخورد نماید.

هر کدام از بازیکنان که این مراحل را بدون اشتباه بگذرانند، برنده بازی معرفی می شوند و اگر در هر مرحله بسوزند، باید بازیکن حریف بازی را ادامه بدهد.

مرحله آخر: مرحله تنبیه است و دو بازیکن رو به روی هم می نشینند؛ بازنده کف دستش را به زمین می چسباند و نفر برنده سنگ ها را یکی یکی با اسامی تنبیه ها مانند: «پیش پیشی(نوازش) ، چمبه ، بلبله،خاکریز و چنگلی(خون چلک)» پشت دست او می چسباند، سپس باید با یک حرکت همه سنگ ها را به سوی بالا بیندازد و با کف دست بگیرد، اگر توانست همه را بگیرد تنبیهی متوجه او نیست اما اگر سنگی روی زمین بیفتد به تعداد سنگ های افتاده و به نام همان سنگ برای او جریمه تعیین می کنند.

هفت سنگ

افراد به دو گروه مساوی تقسیم شده و هر کدام یکی از بازیکنان خود را به عنوان سردسته و رهبر برمی گزینند. یک گروه در فاصله ی معینی از محل هفت سنگ، که روی هم چیده شده اند قرار می گیرند تا به نوبت با توپ تنیس سنگها را مورد هدف قرار داده و بزنند.

گروه دوم نیز در پشت هفت سنگ، منتظر نتیجه اند تا هرگاه توپ پرتاب شده توسط گروه اول به هفت سنگ برخورد نکرد، فوراً جایشان را با آن گروه عوض کنند. ولی اگر برخورد کرد و آرایش آنها را برهم زد، توپ را بردارند و با پاسکاری و هدف گیری سعی کنند نفرات گروه اول را با توپ بزنند که اگر اصابت کند، از دور بازی اخراج می شود.

و همچنین نفرات گروه اول در هر فرصتی که به دست آورند به سراغ سنگها می روند تا انها را روی هم بچینند و یک امتیاز بگیرند و مشخص است که برای انجام چنین کاری، یکی از دوستان بایستی خود را به خطر انداخته و یارش را در مقابل ضربات توپ پوشش دهد و چنانچه اگر باز هم مورد ضرب توپ قرار گرفت و از بازی اخراج شد، دیگری کار را به اتمام می رساند ولی اگر دیگر بازیکنی نمانده باشد، بازی تمام و در دور بعدی جای و نقش گروه ها عوض می شود.

در پایان، گروهی که زودتر 7 امتیاز را کسب نماید برنده است.



کلاه لغد 

بعد از قرعه کشی به روش گل یا پوچ، یک نفر به عنوان بازنده تعیین می شود و شخص بازنده باید کلاهش را در مرکز دایره بگذارد و خودش هم بدون این که از دایره بیرون برود از کلاهش دفاع کند، او می تواند در داخل دایره راه برود و یا بدود اگر او بتواند یکی از افراد بیرون دایره را با پا بزند، جایش را با او عوض می کند و شخص ضربه خورده باید کلاهش را در مرکز دایره بگذارد و از کلاه دفاع کند، ولی اگر نتواند با پایش به افراد بیرون دایره ضربه بزند، بازیکنان که به صورت پراکنده بیرون دایره هستند، سعی می کنند که با پا کلاه را از خط دایره بیرون ببرند. اگر بازیکنی موفق شود کلاه را بیرون از دایره بیندازد، همه بازیکنان به سمت کلاه می دوند و آن را با پا شوت و سعی می کنند کلاه را از شخصی که داخل دایره بود، دور کنند. شخصی که کلاهش ربوده شده، به دنبال کلاهش می دود و سعی می کند که کلاهش را از دیگران بگیرد؛ اگر به کلاهش برسد و آن را از چنگ دیگران درآورد، می تواند با کلاهش بازیکنان را هدف قرار دهد و اگر بتواند با کلاه به دیگر بازیکنان ضربه بزند فرد ضربه خورده باید داخل دایره برود و کلاهش را در مرکز دایره بگذارد و از آن دفاع کنند.

تیشله بازی

ابتدا روى یک خط مستقیم تعداد 4 چاله با فاصله‌اى مساوى به قطر دو سانتیمتر و عمق ۲ – 5/2سانتیمتر روى زمین حفر مى‌کنند. نفر اول بازی، تیشله خود را لب چاله  اول مى‌نشاند (در لهجه محلى شوند مى‌دهد). سپس نقطه‌اى را در امتداد چاله‌ها با فاصله  دو خانه به‌عنوان نقطه  شروع بازى تعیین مى‌کنند. بازیکنان به‌ترتیب از نقطه  شروع تیشله‌هاى خود را به‌طرف چاله‌ها مى‌زنند. در اینجا چندین وضع پیش مى‌آید: یکى اینکه بازیکنى که تیشله را زده است تیشله‌اش به لبه  چاله برمى‌خورد و برمى‌گردد که در این حالت دوباره باید آن را بزند. دیگر اینکه تیشله به خانه برود یا به تیشله  بازیکن دیگر برخورد کند ( تیر بزند) در این‌صورت نیازى به تکرار بازى نیست . شکل دیگر تیشله به لبه چاله بخورد و به‌طرف چپ یا راست منحرف شود که در این‌صورت بازیکن مجدداً باید تیشله را بزند . هربار که تیشله بازیکنى به تیشله یکى دیگر از بازیکنان بخورد یک امتیاز مى‌گیرد. گاهى بازى بر سر پول انجام مى‌شود. (به ازاء هر تیر مبلغى از قبل تعیین مى‌کنند). وقتى این بازى دو نفره انجام مى‌شود، گرفتن هرخانه ار حریف برابر با یک تیر به‌حساب مى‌آید. در این‌صورت وقتى هر چهارخانه گرفته شود بازى تمام مى‌شود .

طاق یا جفت

در این بازى که بیشتر بردوباخت موردنظر است، یکى از دو بازیکن، تعدادى ریگ یا شیء ریز دیگر را در مشت خود مى‌گیرد و دو کف دست خود را روى هم گذاشته و آن اشیاء را در میان دستان خود تکان مى‌دهد و یا دو دست خود را به پشت خود برده و آن اشیاء را در یکى از مشت‌هاى خود قرار مى‌دهد. آن‌گاه شست خود را در مقابل بازیکن دوم گرفته و مى‌گوید: طاق یا جفت. بازیکن دوم به میل خود یکى از دو کلمه ٔ طاق یا جفت را ادا مى‌کند. سپس بازیکن اول مشت خود را باز کرده و تعداد اشیاء مشت خود را مى‌شمارد، اگر با گفته ٔ بازیکن دوم مطابقت داشت که وى برنده است و در غیر این‌صورت بازنده خواهد بود .

 

عباسی کهنه
با سلام وعرض ارادت محضر هم روستائیان عزیز،به وبلاگ پیام کهنه خوش آمدید این وبلاگ بیشتر جهت شناسایی ودرج پیشینه ی تاریخی و موفقیت های علمی و فرهنگی، ورزشی هنری روستای همیشه جاوید کهنه نوشته شده ، تا در اختیار علاقمندان قرار گیرد.حقیقتاً گاهی خاطره ای ، عکسی ، پیامی از زادگاه ما، روستای کهنه می تواند صیقل دهنده ی روح و روان خسته ی همه ی عزیزانی باشد که در - آمد و شد روزگار ، دلتنگ آن لحظه های نابند . در این راستا با دیدن تصاویرو مطالعه مقالات وبلاگ مذکور می توانید با تجدید خاطره، غبار خستگی را از تن های خسته بزدایید . دست های نیاز ما برای دریافت نظرات ، پیشنهادات ، انتقادات ، اشعار ، مطالب علمی ، تاریخی ، عکس و فیلم و ... بلند است. ما را یاری کنید تا انشاء ا... بتوانیم گامی مؤثر در راه شناخت تاریخ گذشته گانمان برداریم. منتظر گلبرگ عنایت شما نسبت به ارسال مطالب شما بزرگواران هستیم . با نظرات سازنده ی خود ما را بهره مند نگاه مهربان خود نمایید . یا علی مدد.
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :