پیام کهنه
وبلاگ عمومی روستای کهنه
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: عباسی کهنه - شنبه ٢٩ آذر ۱۳٩۳

                               

در قدیم اهالی روستا در شادی و مراسم شو چله،حال خانواده هایی که بر اثر وقوع اتفاقی ناراحت کننده نمی تواستند در این شب شادی کنند را رعایت نموده و حتی بزرگان و بستگان درجه یک، شب چله را در این خانواده ها سپری می کردند تا بتوانند التیام بخش درد و اندوه آنان باشند.

در این شب طولانی سرد و برفی و در کنار بخاری های هیزمی و کرسی های گرم، بسیاری از قول و قرارهای زندگی در بین اقوام و محلی ها تبادل نظر می شد و دراین شب بیشتر شب چره ها مثل دنه هندونه، کشمش ،ممیزو مغز جوز و بادام حاصل سلیقه و هنر زنان و دختران خانه بود.

در این شب خانواده ها با تدارک بساط میهمانی لحظه ها و دمی شاد را سپری می کردند و دراین شادی همسایگان را نیز شریک می نمودند.

ایام قدیم در شب یلدا همسایه ها در آن شب در خانه یک نفر جمع می شدند، فکر نکنم هیچ زمانی خانواده ها دغدغه ای در آن شب داشتند که برای میهمانانشان چه میوه ای تهیه کنند.

یکی از مهمترین میوه های شب یلدا هندوانه بود که از مدتها قبل زیر کاه یا مکانی سرد نگهداری می شد تا برای شب یلدا خراب نشود.

از دیگر میوه های  این شب میتوان انار،سیب و گلابی که همگی را زنان خانه از قبل برای شب چله از چفت آویزان می کردند به همراه چغندر ، زردک وکدو (کدو تخمی)که همگی در قابلمه به همراه کمی شکر وآب پخته می شدند، را می توان نام برد.و دیگ پلویی که آن سالها فقط یک بار روی اجاق هیزمی گذاشته می شد که محتویات آنرا  اکثرا رشته ،لوبیا،عدس و قََوَرمَه(گوشت تف داده از قبل) که در آن زمان از آجیل بیشتر یافت می شد تشکیل می داد و ما بچه ها از دم غروب حسابی انتظار شب را می کشیدیم که درکنار سفره ی شام بنشینیم وبه قولی پلاب بخوریم که بویش تا 10 کوچه اونورتر را از جا بر می داشت .یادش بخیر(چله پلو)

 بچه ها نیزبه همراه بزرگترها، گاه سیب زمینی و یا چغندری از خانه هایمان برمی داشتیم و به سر تنور می رفتیم و وسپس چغندر و یا سیب زمینی نَشُِسته را درزیر خاکستر قرار می دادیم  هنوز کامل نپخته بود برای خوردنش دعوا می کردیم  هیچوقت هم بیمار  نمی شدیم!

از تنقلات شب چله می توان مغز گردو،بادام،ممیز،کشمش،دنه هندونه و خربزه و پسته که در آن زمان در جیب خیلی ها پیدا می شد، را نام برد.

همه اینها بدون هیچ دغدغه ای در روشنایی چراغ گردسوز و چراغ توری بر روی کرسی های زغالی قرار می گرفت و میهمانان نوش جان می کردند ودرحین خوردن و نوشیدن ،چیزی که این شب را شیرینتر می ساخت اوسنه های پدر بزرگان و مادر بزرگان بود که همگی باآب و تاب تعریف می شد.  در این زمان بچه ها سعی می کردند،حین خوردن و نوشیدن کام و چای و هندوانه و شکستن دنه ازجمع کردن پوست کام و کاچ پسته که یکی از سرگرمی بچه های آن زمان( سرخ و سفید بازی کردن با پوست کام و جفت و طاق بازی کردن با کاچ پسته) بود، عقب نمانند .

بزرگترها بر این اعتقاد بودند که شب چله حتما می بایست هفت محصول گاوکیش (در قدیم به علت نبود ماشین آلات کشاورزی زمین توسط گاو شخم زده می شد و کاشته می شد)خورده شود.(مثل:هندوانه،کدو،لوبیا،زردک،بادام،جوز،ممیز و...)

در شب چله ، رسم بر آن بود که برای دختران نوعروس ،شب چله ای می بردند که مجمعه ای از انواع تنقلات ،کله قند،حنا ،گوشت ،برنج ویا رخت ولباس که در این زمان همسایگان وقوم خویشان ، داماد را همراهی می نمودند.گاه این هدیه بردن درشب چله همراه با دایره وکف زدن توسط زنان انجام می شد که داماد را تا خانه ی عروس همراهی می کردند و در مسیر راه گاهی شاباش دسته جمعی می گفتند. واگرعروس خانم درشهر دوری بود، پدر ومادر داماد وظیفه ی خویش می دانستند که شب چله ای رابه هر طریقی برای عروسشان ببرند و رنج سفر را به بذل این هدیه به جان می خریدند. آنچه که مهم بود بها دادن به نوعروس به هر بهانه ای مهم بود که اگر خدای نکرده در شب چله چنین اتفاقی رخ نمی داد، گله وشکایت مادر عروس حتمی بود.

 

 درشب یلدا نه صحبت از بی مهری می شد و نه چیزی خرید و فروش می گردید فقط  گاهی در همین دور هم نشستن پیوندی جدید و قومی و خویشی تازه به وجود می آمد و دختر و پسری در آن شب لایق همدیگر می شدند و به پیشنهاد زنها قرار خواستگاری از فلان دختر گذاشته می شد که این نیز به میمنت مهربانی این شب پراز خاطره ی ایرانیان است که هر سنتشان وآ داب ورسومشان ریشه در آئین مهرپرستی  دارد .

امروزه شو چله در روستا همانند گذشته برگزارمی شود، با این تفاوت که بخاری های نفتی جای کرسی های زغالی راگرفته و میوه های آویزی از چفت خانه جای خود را به میوه های بازاری و دیگر سراغی از اوسنه های بی بی و بابا کلونا در زیر نور چراغ گردسوزها نیست وپسر دخترای امروز هم که ماشالله خودشون برا خودشون آستین بالا مزنن و به دلیل مهاجرت ها و مشغلات فراوان دیگر کمتر خانواده ای را می بینی که این شب بتوانند دور هم جمع شوند.

 

 

با آرزوی شب چله ای خوش برای همه عزیزان


 

عباسی کهنه
با سلام وعرض ارادت محضر هم روستائیان عزیز،به وبلاگ پیام کهنه خوش آمدید این وبلاگ بیشتر جهت شناسایی ودرج پیشینه ی تاریخی و موفقیت های علمی و فرهنگی، ورزشی هنری روستای همیشه جاوید کهنه نوشته شده ، تا در اختیار علاقمندان قرار گیرد.حقیقتاً گاهی خاطره ای ، عکسی ، پیامی از زادگاه ما، روستای کهنه می تواند صیقل دهنده ی روح و روان خسته ی همه ی عزیزانی باشد که در - آمد و شد روزگار ، دلتنگ آن لحظه های نابند . در این راستا با دیدن تصاویرو مطالعه مقالات وبلاگ مذکور می توانید با تجدید خاطره، غبار خستگی را از تن های خسته بزدایید . دست های نیاز ما برای دریافت نظرات ، پیشنهادات ، انتقادات ، اشعار ، مطالب علمی ، تاریخی ، عکس و فیلم و ... بلند است. ما را یاری کنید تا انشاء ا... بتوانیم گامی مؤثر در راه شناخت تاریخ گذشته گانمان برداریم. منتظر گلبرگ عنایت شما نسبت به ارسال مطالب شما بزرگواران هستیم . با نظرات سازنده ی خود ما را بهره مند نگاه مهربان خود نمایید . یا علی مدد.
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :